دوره 26، شماره 1 - ( بهار 1398 )                   جلد 26 شماره 1 صفحات 21-31 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Mousavinejad S M, Sanagouye Moharer G, Zarban A. The effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy on rumination and glucose index of type 2 diabetic patients. J Birjand Univ Med Sci.. 2019; 26 (1) :21-31
URL: http://journal.bums.ac.ir/article-1-2518-fa.html
موسوی نژاد سید محمود، ثناگوی محرر غلامرضا، زربان اصغر. اثربخشی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر نشخوار فکری و شاخص قند خون بیماران دیابتی نوع دو. مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي بيرجند. 1398; 26 (1) :21-31

URL: http://journal.bums.ac.ir/article-1-2518-fa.html


1- گروه روان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد زاهدان، زاهدان، ایران
2- گروه روان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد زاهدان، زاهدان، ایران ، Reza.sanagoo@gmail.com
3- مرکز تحقیقات بیماری های قلب و عروق، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی بیرجند، بیرجند، ایران
متن کامل [PDF 304 kb]   (270 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (1999 مشاهده)
متن کامل:   (119 مشاهده)
Abstract                                                                                                                                                                        Original Article

The effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy on rumination and glucose index of type 2 diabetic patients

Seyed Mahmood Mousavinejad[1], Gholamreza Sanagouye Moharer[2], Asghar Zarban[3]
 
Background and Aim: Mindfulness-Based Cognitive Therapy is from third-wave therapies that their effectiveness has been tested in a range of different psychiatric disorders. The aim of this study was to determine the effectiveness of cognitive therapy based on mind-awareness on rumination and glucose index of type 2 diabetic patients.
Materials and Methods: The present study was a quasi-experimental pre-test and post-test design. From among all type 2 diabetic patients referring to Birjand Diabetes Center in the second six months of 2017, 40 diabetic patients (20 experimental groups, 20 in the control group) were selected samples as available. Data were collected by Nalen-Huxma and Marrow rumination questionnaire and also by performing HbA1c (hemoglobin glycosylated) and FBS (fasting blood glucose) tests. For the experimental group, cognitive therapy based on mindfulness was conducted by Segal et al. Method in 8 sessions of 60 minutes, while the control group did not receive any intervention. Finally, descriptive statistics including mean and standard deviation were used to describe the data and statistical analysis of covariance, Levin and Kolmogorov-Smirnov analysis was used to analyze the data. The significance level was considered 0.05.
Results: The results showed a significant difference in mean scores of rumination and fasting blood sugar (FBS) in the experimental group before and after the intervention were(P<0.05) but the changes in mean glycosylated hemoglobin (HbA1c) view failed and changes in the control group were not significant.
Conclusion: The use of cognitive therapy based on Mindfulness, as an effective educational intervention, will be effective in decreasing the rumination and FBS in patients with type 2 diabetes and however, it is probably not effective in reducing hemoglobin glycosylated (HbA1c) in patients with type 2 diabetes.
Key Words: Mindfulness; Rumination; Fasting Blood Sugar; Glycosylated Hemoglobin; Diabetes Type 2
Received: June 18, 2018             Accepted: October 27, 2018
Citation Mousavinejad SM, Sanagouye Moharer Gh, Zarban A. [The effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy on rumination and glucose index of type 2 diabetic patients]. J Birjand Univ Med Sci. 2019; 26(1):21-31. [Persian]
 
 

                                                                                                                                     مقاله اصیل پژوهشی

اثربخشی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر نشخوار فکری
 و شاخص قند خون بیماران دیابتی نوع دو

سید محمود موسوی‌نژاد[4]،  غلامرضا ثناگوی محرر[5]، اصغر زربان[6]
 
چکیده
زمینه و هدف: شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی، از درمان‌های موج سوم است که اثربخشی آن در دامنه‌ای از اختلال‌های روانی مختلف، مورد آزمون قرارگرفته است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر نشخوار فکری و شاخص قند خون بیماران دیابتی نوع دو انجام شد.
روش تحقیق: پژوهش حاضر، مطالعه‌ای شبه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌‌آزمون بود. از بین کلیه بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه‌کننده به مرکز دیابت بیرجند در شش ماه دوم سال 1396، 40 بیمار دیابتی (20 نفر در گروه آزمایش، 20 نفر در گروه کنترل) به‌صورت در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها توسط پرسشنامه مقیاس نشخوار فکری Nolen-Hoeksema و Morrow و نیز با انجام دو آزمایش HbA1c (هموگلوبین گلیکوزیله) و FBS (قند خون ناشتا) جمع‌آوری شدند. برای گروه آزمایش، آموزش شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی به روش Segal و همکاران، در 8 جلسه 60دقیقه‌ای برگزار شد؛ درحالی‌که افراد گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌ای را دریافت نکردند. در نهایت از آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار برای شرح و توصیف داده‌ها و از آزمون‌های آماری تحلیل کوواریانس، لوین و کالموگروف-اسمیرنوف برای تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده گردید. سطح معنی‌داری 05/0 در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که تفاوت معنی‌داری در میانگین نمرات نشخوار فکری و قند خون ناشتا (FBS) در افراد گروه آزمایش، قبل و بعد از انجام مداخله وجود داشت (05/0>P)؛ اما تغییر معنی‌داری در میانگین هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) افراد این گروه مشاهده نشد. تغییرات مشاهده‌شده در گروه کنترل نیز معنی‌دار نبود.
نتیجه‌گیری: استفاده از شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی، به‌عنوان یک مداخله آموزشی اثربخش در کاهش نشخوار فکری و قند خون ناشتا (FBS)، برای بیماران مبتلا به دیابت نوع دو می‌تواند مؤثر باشد؛ اما احتمالاً در کاهش هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مؤثر نیست.
واژه‌های کلیدی: ذهن‌آگاهی؛ نشخوار فکری؛ قند خون ناشتا؛ هموگلوبین گلیکوزیله؛ دیابت نوع دو
مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند. 1398؛ 26 (1): 21-31.
دریافت: 28/03/1397             پذیرش: 05/08/1397
 
مقدمه
دیابت (Diabetes)، یک اختلال پیچیده متابولیک است که با هایپرگلیسمی مشخص می‌شود. هایپرگلیسمی درنتیجه اختلال در ترشح یا عملکرد انسولین یا هردوی این موارد به وجود می‌آید (1). دیابت نوع یک، یک اختلال متابولیکی است که ویژگی اصلی آن عدم تولید و ترشح انسولین است. دیابت نوع دو یا دیابت غیر وابسته به انسولین، در این نوع دیابت انسولین تولیدشده از پانکراس به خوبی عمل نمی‌کند؛ درواقع یا پانکراس به‌اندازه کافی انسولین ترشح نمی‌کند و یا انسولین ترشح‌شده فاقد کارآیی لازم برای بدن است (2). تخمین زده می‌شود که تعداد مبتلایان به این بیماری تا سال 2030 به بیش از 552 میلیون نفر افزایش یابد (3). سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است که در سال 2000 میلادی بیش از دو میلیون بیمار دیابتی در ایران وجود داشته است و این تعداد در سال 2030 از مرز 4/6 میلیون نفر خواهد گذشت (4).
مطالعات نشان می‌دهند که عدم کنترل قند خون، موجب ایجاد عوارض زودرس و دیررس دیابت در بدن مانند: رتینوپاتی[7] (ضایعه در شبکیه)، نفروپاتی[8] (بیماری کلیه)، نوروپاتی[9] (آسیب‌دیدگی اعصاب)، بیماری‌های قلبی- عروقی، عفونت‌های مکرّر و کتواسیدوز دیابتی (DKA) [10]می‌شود (5). از طرفی استرس جسمانی و روانی نیز مسیرهای عصبی-هورمونی و به‌ویژه محورهای هیپوتالاموس هیپوفیز- آدرنال را برمی‌انگیزاند. محورهای کاته‌کولامینی و گلکوکورتیکوئیدی، بر ساختار و عملکرد بافت‌های خاصی اثر می‌گذارند که باعث ترشح سیتوکینین می‌شوند. همه این موارد، تولید گلوکاگون را افزایش و بازجذب یا شکسته‌شدن قند را در ماهیچه‌های محیطی کاهش می‌دهد. سیتوکینین اساسأ از طریق اینترلوکین، فرآیندهای استرس اکسیداتیو و التهاب را سبب می‌شود که خود این مسئله به مقاومت در برابر انسولین و عوارض قلبی-عروقی می‌انجامد (6).
عدم پذیرش بیماری، حساس‌شدن به نوسانات قند خون، نیاز به تزریق انسولین، محدودیت در رژیم غذایی و میزان فعالیت، نیاز برای مراقبت دقیق و مداوم از خود و احتمال بروز عوارض جسمانی جدید مانند: مشکلات کلیوی، چشمی و قلبی، سبب بروز مشکلات روان‌شناختی در افراد دیابتی می‌گردند (7). از سویی دیگر بر طبق بسیاری از مطالعه‌های انجام‌یافته، بیماران مبتلا به دیابت، پیشینه‌ای از افسردگی و نگرش‌های خودبیمارِاِنگارانه دارند (8). از جمله نگرش‌های خودبیمارِاِنگارانه که در پژوهش حاضر به آن پرداخته می‌شود، نشخوار فکری[11] است. نشخوار فکری به‌عنوان افکاری مقاوم و عودکننده پیرامون یک موضوع تعریف می‌شود. این افکار به‌طریق غیرارادی، وارد آگاهی می‌شوند و توجه را از موضوع‌های مورد نظر و اهداف فعلی منحرف می‌سازند. معمولاً نشخوار فکری سازوکارهایی ایجاد می‌کند که منجر به عوامل خطرآفرین برای افسردگی می‌شود و کم‌شدن حمایت اجتماعی و خوش‌بینی و افزایش روان‌رنجوری را در پی دارد (9).
انواع مختلف مداخلات روان‌شناختی برای کنترل بهتر قند خون معرفی ‌شده‌اند. یکی از این مداخلات، پزشکی ذهن- بدن است که به‌کارگیری آن در بسیاری از کشورها رایج شده است. پزشکی ذهن- بدن، حوزه‌ای است که بر تعامل بین مغز، ذهن، بدن و رفتار تأکید می‌کند و واجد روش‌های نیرومندی است که مستقیم بر سلامت جسمی و روانی اثر می‌گذارند. فنون مورد استفاده در این دیدگاه شامل: تجسم هدایت‌شده، پس‌خوراند زیستی، هیپنوتیزم بالینی، یوگا، تن‌آرامی پیش‌رونده عضلانی و مدیتیشن[12] است. ذهن‌آگاهی به مدیتیشنی اشاره دارد که در آن بر حضور و آگاهی در زمان حال تأکید می‌شود (10). شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی[13]، رایج‌ترین شیوه در پزشکی ذهن-بدن بوده که در آن از تمرین‌های مختلف رسمی و غیررسمی ذهن‌آگاهی استفاده می‌شود. این شیوه، در حالت استاندارد یک برنامه گروهی هشت‌هفته‌ای است که به‌طور هفتگی برگزار شده و از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شود تا تمرین‌های ذهن‌آگاهی را هر روز به‌مدت حداقل ۴۵ دقیقه به‌عنوان تکلیف خانگی انجام دهند. اسکن بدن، مراقبه نشسته، راه‌رفتن همراه با مراقبه و تمرینات غیررسمی ذهن‌آگاهی، تمرین‌هایی هستند که در این برنامه به افراد آموزش داده می‌شود (11).
مطالعات در زمینه تأثیر ذهن‌آگاهی بر شاخص قند خون متناقض است؛ به‌عنوان مثال، در پژوهش‌های فخری و همکاران و خراط‌زاده و همکاران، میانگین قند خون گروه آزمایش کاهش معنی‏داری داشت؛ ولی میانگین قند خون و سطح هموگلوبین گلیکوزیله گروه کنترل تغییر معنی‌داری نداشت (13، 12). در پژوهش‌های دیگری همانند مطالعه Tovote و همکاران، اثربخشی ذهن‌آگاهی بر تغییرات قند خون و هموگلوبین گلیکوزیله بی‌تأثیر گزارش گردید (14).‌ Kumar و همکاران نیز در مطالعه خود دریافتند افزایش ذهن‌آگاهی، به مقدار زیادی با کاهش در نشخوار فکری و اجتناب (دو استراتژی در تنظیم هیجانی) همراه است (15).
با وجود آثار مفید مداخلات روان‌شناختی مانند ذهن‌آگاهی بر روی بیماران دیابتی و نتایج پژوهش‌های متناقض در زمینه شاخص قند خون و عدم پژوهش در زمینه ذهن‌آگاهی و نشخوار فکری در جامعه بیماران دیابتی، جای خالی این قبیل مطالعات مشهود است. با توجه به مطالب گفته‌شده و لزوم اهمیت‌دادن به نقش مهم نشخوار فکری و شاخص قند خون در این‌ بین و از سویی با توجه به اینکه رویکردهای جدید موج‌های رفتاری در قرن حاضر توجه محققین را به خود جلب کرده است، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر نشخوار فکری و شاخص قند خون بیماران دیابتی نوع دو انجام شد؛ به عبارت دیگر، این پژوهش به‌دنبال پاسخ به این سؤال بود که آیا شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی، بر نشخوار فکری و شاخص قند خون بیماران دیابتی نوع دو مؤثر است؟
 
روش تحقیق
طرح پژوهش، از نوع شبه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون بود. شرکت‌‌کنندگان شامل 40 بیمار زن مبتلا به دیابت نوع دو (20 نفر گروه کنترل و 20 نفر گروه آزمایش)، مراجعه‌کننده به مرکز دیابت شهر بیرجند در طی 6 ماه دوم سال 1396 بودند که به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. حجم نمونه با توجه به نظر Gall و همکاران که بیان می‌کنند: «حداقل نمونه در طرح‌های آزمایشی 30 نفر کفایت می‌کند (16)» در هر گروه 20 نفر در نظر گرفته شد.
معیارهای ورود به پژوهش شامل: قرارداشتن در دامنه سنّی 20 تا 55 سال، رضایت آگاهانه، شرکت در جلسات درمانی گروه، قند سه‌ماهه بالاتر از 7/0، عدم ‌تغییر در دوز انسولین مصرفی سه‌ماه آزمایش، عدم دریافت درمان همزمان، عدم مصرف داروهای روان‌پزشکی و تمایل به شرکت فعال در پژوهش بود. عدم همکاری در برنامه آموزش و غیبت بیش ‌از دو جلسه در جلسات آموزشی نیز به عنوان ملاک خروج از مطالعه در نظر گرفته شد.
برای گردآوری داده‌ها، از مقیاس سبک پاسخ‌دهی نشخوار فکری و آزمایش‌های HbA1c (هموگلوبین گلیکوزیله) و FBS (قند خون ناشتا) استفاده شد. مقیاس سبک پاسخ‌دهی نشخواری، زیرمقیاسی از پرسش‌نامه سبک‌های پاسخ‌دهی Nolen-Hoeksema و Morrow است و مقیاسی تک‌بعدی محسوب می‌شود. این مقیاس 22 سؤال دارد که در مقیاسی از 1 (هرگز) تا 4 (اغلب اوقات) درجه‌بندی می‌شود. Nolen-Hoeksema و Morrow، همسانی درونی این مقیاس را مطلوب ارزیابی کردند (89/0). آنها همچنین روایی این مقیاس را به‌شیوه بازآزمایی از 48/0 تا 82/0 محاسبه نمودند و پایایی آن را به روش آلفای کرونباخ 90/0 گزارش کردند (17). ضریب آلفای کرونباخ مقیاس پاسخ‌های نشخواری در پژوهش اژدری و نجات بر روی بیماران دیابتی، 84/0 به دست آمد (18). در پژوهش حاضر پایایی کل به روش آلفای کرونباخ 79/0 به دست آمد.
آزمایش هموگلوبین گلیکوزیله خون (Hemoglobin A1C):
 HbA1c، پروتئینی است که از لحاظ بالینی به‌عنوان مهم‌ترین نشانگر پایش کنترل طولانی‌مدت قند خون شناخته ‌شده است. آزمایش HbA1c، بهترین وسیله برای ارزیابی بلندمدت قند خون در ۲ تا ۳ ماه اخیر می‌باشد. این شاخص به‌صورت درصد گزارش می‌شود و با توجه به دامنه نرمال (نمره بالاتر از mmol/l 50/6) تعیین‌شده، توسط هر آزمایشگاه قابل تفسیر است. مزیّت استفاده از این آزمایش این است که می‌تواند مشکلاتی مانند قند خون بالای بعد از غذا و یا در طول شب را که گاهی اوقات توسط اندازه‌گیری گلوکومتر تشخیص داده نمی‌شود، به خوبی شناسایی کند.

آزمایش قند خون ناشتا ((FBS)blood sugar Fasting):
این آزمایش قند خون را در حالی اندازه‌گیری می‌کند که فرد حداقل حدود ۸ ساعت ناشتا بوده است. این اولین آزمایشی است که برای تشخیص دیابت یا وضعیت پیش از دیابت استفاده می‌شود. در پژوهش حاضر، FBS مقدار نمره‌ای است که توسط دستگاه آزمایش FBS با خون‌گیری در ساعت 8 صبح به دست آمد.
گروه آزمایش در 8 جلسه 60دقیقه‌ای، آموزش شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی را به روش Segal و همکاران (19) دریافت کردند؛ در حالی که افراد گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌ای را دریافت نکردند. پروتکل درمانی به‌کار رفته در این پژوهش، برگرفته از کتاب راهنمای عملی درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن Segal و همکاران (19) بود. خلاصه جلسات به شرح جدول یک می‌باشد.
 
جدول 1- خلاصه جلسات آموزش شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی
جلسه عناوین جلسات فعالیت
1 معارفه، آشنایی و ایجاد ارتباط با اعضای گروه، ارزیابی میزان تمایل فرد برای تغییر، معرفی مدل ذهن‌آگاهی، توزیع پرسشنامه‌ها تمرین خوردن کشمش
2 رویارویی با موانع، آگاهی از وقایع خوشایند تمرین وارسی بدن
3 شناخت ساختار جلسات، توضیح این نکته که ذهن‌آگاهی درصدد کنترل مشکل است و نه راه‌حل آن، تمرین تمرکز بر زمان حال و شناخت مفهوم هدایت خودکار تمرین «دیدن» یا » شنیدن
4 ماندن در زمان حال، کشف تجربه (دل‌بستگی و بیزاری) تمرین مراقبه/یوگا
5 تمرین مراقبه وارسی بدن، سنجش عملکرد، معرفی مفهوم ارزش و بیان تفاوت بین ارزش‌ها، نشان‌دادن خطرات تمرکز بر نتایج، ایجاد انگیزه در مراجع برای ایجاد تغییر و توانمندنمودن مراجع، کشف ارزش‌های عملی زندگی فضای تنفس سه‌دقیقه‌ای
6 رویارویی با افکار در رویکرد حضور ذهن، دیدن نوار در ذهن برای آگاهی از آنچه در ذهن می‌گذرد تمرین ایستادن پشت آبشار
7 کاربرد تکنیک‌های ذهن‌آگاهی (مثل تکنیک ایجاد تمرکز بر زمان حال)، تضاد بین تجربه و ذهن، الگوسازی خروج از ذهن، توجه به افکار و احساسات و نچسبیدن به محتوای آنها، آموزش‌دیدن تجربیات درون به‌عنوان فرآیند تمرین مشاهده ارتباط فعالیت و خلق
8 بازنگری مطالب گذشته، نگاه روبه‌جلو، حضور ذهن روزنه، آینده، اختتامیه و جمع‌بندی و اجرای پس آزمون تمرین وارسی بدن و بازنگری تکالیف
 

در این پژوهش تمامی اصول اخلاقی از جمله: محرمانه‌بودن پرسشنامه‌ها، دریافت رضایت آگاهانه از شرکت‌کنندگان در پژوهش و دادن اختیار خروج از پژوهش به آنها، رعایت گردید. بعد از پایان مداخله و جمع‌آوری داده‌های آماری، با استفاده از نرم‌افزار SPSS (ویرایش 22) داده‌ها در دو سطح توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای توصیف داده‌ها از جداول و شاخص‌های آمار توصیفی مانند: میانگین و انحراف معیار و برای استنباط آماری داده‌ها از آزمون‌های تحلیل کوواریانس، لوین و کالموگروف-اسمیرنوف استفاده گردید. سطح معنی‌داری 05/0 در نظر گرفته شد.
این مقاله برگرفته از پایان‌نامه دکتری آقای سید محمود موسوی‌نژاد می‌باشد و بدون هر گونه حمایت مالی به انجام رسیده است. پژوهش حاضر با کد اخلاق Ir.Bums.REC.1396.25 در کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی بیرجند به تأیید رسیده است.
 
یافته‌ها
از 40 نفر حاضر در پژوهش، دو نفر در گروه کنترل و سه نفر در گروه آزمایش ریزش کردند و از مطالعه حذف شدند؛ بنابراین گروه نمونه به 35 نفر کاهش پیدا نمود (17 نفر در گروه آزمایش و 18 نفر در گروه کنترل). در گروه کنترل یک نفر (55/5%) و در گروه آزمایش 3 نفر (65/17%) بین 25 تا 35 سال، در گروه کنترل 9 نفر (50%) و در گروه آزمایش 6 نفر (30/35%) بین 36 تا 45 سال و در گروه کنترل 8 نفر (50/44%) و در گروه آزمایش 8 نفر (05/74%) بین 46 تا 55 سال سن داشتند.
بر اساس جدول 2، سطح معنی‌داری اثر متقابل گروه و پیش‌آزمون بزرگ‌تر از 05/0 بود؛ بنابراین فرضیه همگنی رگرسیونی پذیرفته شد.
بر اساس جدول 3، نتایج آزمون لوین معنی‌دار نبود؛ از این ‌رو فرض صفر پژوهش حاضر مبنی بر همگنی واریانس متغیرها مورد تأیید قرار گرفت و در نتیجه فرضیه همگنی واریانس‌ها، برقرار بود.
بر اساس جدول 4، سطح معنی‌داری آماره محاسبه‌شده برای تمامی متغیرها بزرگ‌تر از 05/0 بود؛ بنابراین فرض نرمال‌بودن توزیع نمرات پذیرفته شد.
 
جدول 2- نتایج تحلیل یکسان‌بودن شیب خط رگرسیونی به‌عنوان پیش‌فرض تحلیل کوواریانس
متغیر منبع تغییرات مجموع مجذورات درجه آزادی میانگین مجذورات مقدار F سطح معنی‌داری
نشخوار فکری گروه×پیش‌آزمون 605/209 1 605/209 780/2 106/0
قند خون ناشتا (FBS) گروه×پیش‌آزمون 786/172 1 786/172 247/0 623/0
هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) گروه×پیش‌آزمون 979/0 1 979/0 931/0 342/0
جدول 3- نتیجه آزمون لوین برای بررسی همگنی واریانس‌ها
سطح معنی‌داری درجه آزادی 2 درجه آزادی 1 F متغیر
135/0 33 1 346/2 نشخوار فکری
673/0 33 1 181/0 قند خون ناشتا (FBS)
522/0 33 1 419/0 هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c)
 
جدول 4- نتایج آزمون کالموگروف-اسمیرنوف برای بررسی نرمال‌بودن توزیع نمرات
متغیر Z کالموگروف اسمیرنوف سطح معنی‌داری
پیش‌آزمون نشخوار فکری 452/0 987/0
پس‌آزمون نشخوار فکری 748/0 631/0
پیش‌آزمون قند خون (FBS) 216/1 104/0
پس‌آزمون قند خون (FBS) 080/1 194/0
پیش‌آزمون هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) 136/1 151/0
پس‌آزمون هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) 688/0 731/0
جدول 5- شاخص‌های توصیفی متغیرهای نشخوار فکری، قند خون ناشتا(FBS) و هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) در مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون به تفکیک دو گروه آزمایش و کنترل به‌همراه نتایج آنالیز کوواریانس
متغیّر گروه پیش‌آزمون پس‌آزمون مقایسه پس‌آزمون
میانگین انحراف معیار میانگین انحراف معیار مقدار F مقدار P مجذور اتا
نشخوار فکری آزمایش 64/52 476/13 88/43 510/11 193/5 029/0 140/0
کنترل 16/51 068/17 77/49 202/15
قند خون ناشتا (FBS) آزمایش 76/163 04/65 41/146 45/71 634/4 039/0 126/0
کنترل 27/154 91/42 11/156 06/47
هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) آزمایش 6765/7 08433/2 9235/7 27995/2 460/0 502/0 014/0
کنترل 5778/7 14715/1 0611/8 54125/1
 
 
نتایج آزمون تحلیل کوواریانس برای مقایسه نمرات نشخوار فکری افراد در گروه‌های آزمایش و کنترل نشان داد که پس از حذف اثر پیش‌آزمون،میانگین نمرات گروه آزمایش در پس‌آزمون کاهش یافت؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی مؤثر بوده و موجب کاهش نشخوار فکری بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شد (029/0P=)(جدول 5). همچنین شاخص اندازه اثر نشان داد، میزان اثرگذاری شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر نشخوار فکری 140/0 بود؛ بنابراین شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی 140/0 نشخوار فکری را کاهش داده است.
نتایج آزمون تحلیل کوواریانس برای مقایسه نمرات قند خون ناشتای (FBS) افراد در گروه‌های آزمایش و کنترل نشان داد که پس از حذف اثر پیش‌آزمون، میانگین نمرات گروه آزمایش در پس‌آزمون کاهش داشت؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی مؤثر بوده و موجب کاهش قند خون ناشتای (FBS) بیماران دیابتی نوع دو شد (039/0P=). همچنین شاخص اندازه اثر نشان داد، میزان اثرگذاری شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر قند خون ناشتا (FBS) (126/0) بود؛ بنابراین شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی 126/0 قند خون ناشتا (FBS) را کاهش داده است.
درنهایت نتایج آزمون تحلیل کوواریانس برای مقایسه نمرات هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) افراد در گروه‌های آزمایش و کنترل، نشان داد که شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در جهت کاهش هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) مؤثر نبوده است (502/0P=).
 
بحث
مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر نشخوار فکری و شاخص قند خون بیماران دیابتی نوع دو شهر بیرجند انجام شد. اولین یافته پژوهش نشان داد که شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی مؤثر بود و موجب کاهش نشخوار فکری بیماران دیابتی نوع دو شد؛ به عبارت دیگر، تمرینات ذهن‌آگاهی، موجب کم‌شدن نشخوار فکری بیماران دیابتی نوع دو شد. یافته بیان‌شده با نتایج مطالعات پیشین در این زمینه، همسو است. نتایج پژوهش میرزاییان و منتظرنیا نشان داد که درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن‌آگاهی منجر به کاهش نشخوارهای فکری بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شد (20). پژوهش Martell و Dimidjian نشان داد که یکپارچه‌کردن راهبردهای ذهن‌آگاهی در درمان می‌تواند کارآمدی درمان فعال‌سازی را در مورد برخی از بیماران دچار نشخوار فکری شدید، تقویت کند (21).
در تبیین فرضیه فوق می‌توان گفت که در فرآیند نشخوار فکری، ذهن به‌صورت هدایت خودکار از زمان حال خارج می‌گردد و افکار غیر سودمند را به راه می‌اندازد؛ در صورتی‌ که فرد، آگاهی چندانی نسبت به این افکار و هدایت خودکار ذهن ندارد. آموزش ذهن‌آگاهی با ویژگی‌هایی همچون حضور در لحظه حاضر و توجه متمرکز، فرد را متوجه افکار غیر سودمند و هدایت خودکار ذهن می‌کند؛ همچنین آموزش ذهن‌آگاهی کمک می‌کند، این افکار غیر سودمند و عوامل راه‌اندازی آن شناسایی شوند و فرد با مهارت‌هایی که از آموزش ذهن‌آگاهی به دست می‌آورد، نشخوار فکری را کاهش می‌دهد. افراد در تمرین ذهن‌آگاهی، با تمرین وارسی بدن یاد می‌گیرند توجه خود را تنظیم و نسبت به احساسات بدنی خود آگاهی یابند. آگاهی نسبت به بدن آغازی برای آگاهی به حالات هیجانی و افکار می‌باشد. توجه و آگاهی، عوامل بسیار مهمی در کنترل نشخوار فکری می‌باشند. Teasdale و همکاران در توجیه این مطلب بیان نمودند: واقعیت در زمان حال از طریق تمرکز آگاهانه روی احساس‌های بدنی آغاز می‌شود و با هدایت توجه روی این احساسات، باعث دوری از نشخوار فکری می‌شویم (22). ذهن‌آگاهی با توقف فکری درباره رویدادهای منفی و پیامدهای آن در جهت کمک به نشخوار فکری مؤثر است. ذهن‌آگاهی، توجه منفی فرد را که به‌طور مداوم به سرزنش و ناتوانی و تحلیل چرایی هیجانات منفی خود می‌پردازد، تغییر می‌دهد و توجه را به زمان حال برمی‌گرداند و افکار و رفتار فرد را در جهت فعالیت‌های سودمند هدایت می‌کند. آموزش ذهن‌آگاهی، آگاهی فرد را نسبت به افکار و نشخوار فکری و همچنین هدایت خودکار بالا می‌برد و در صورت افتادن در چرخه منفی افکار، پیام حضور ذهن به افکار و تمرکز بر لحظه حاضر را به فرد می‌دهد. در مطالعه Teasdale و همکاران، آموزش ذهن‌آگاهی در گروه‌های آزمایشی توانست به‌طور مطلوبی به کاهش نشخوار فکری افراد کمک کند (22).
دیگر یافته پژوهش حاضر نشان داد که شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در کاهش قند خون ناشتای (FBS) بیماران دیابتی نوع دو مؤثر بوده است. نتیجه به‌دست‌آمده با پژوهش‌های پیشین در این زمینه هماهنگ است. هم‌راستا با نتیجه گفته‌شده، پژوهش فخری و همکاران نشان داد که ذهن‌آگاهی در میانگین قند خون‏ گروه آزمایش کاهش معنی‏داری ایجاد کرده است (12). Youngwanichsetha و همکاران در پژوهش خود دریافتند که تمرینات ذهن‌آگاهی و ورزش یوگا بر کاهش میزان قند خون زنان باردار مبتلا به دیابت بارداری مؤثر است (23). پژوهش Faude-Lang و همکاران نشان داد که درمان ذهن‌آگاهی بر کاهش درد، کاهش شدت عوارض نفروپاتی و کنترل قند خون بیماران دیابتی مؤثر بوده است (24).
در تبیین نتیجه بیان‌شده می‌توان گفت که هورمون‌های تنظیم‌کننده سطوح قند خون، با هورمون‌هایی که در موقعیت‌های استرس‌زا ترشح می‌شوند و باعث می‌شوند که افراد احساس اضطراب با افسردگی کنند، یکی می‌باشند. طی اضطراب، هورمون‌ها بر سطح قند خون تأثیر گذاشته و می‌توانند تولیدات انسولین در بدن را کاهش یا افزایش داده و یا انتقال شیمیایی انسولین در بدن را تغییر دهند؛ همچنین موقعیت‌های اضطراب‌انگیز و استرس‌زا موجب افزایش ترشح کورتیزول می‌شوند و ازآنجا که کورتیزول با اثر بر کبد، موجب افزایش تولید قند و کاهش استفاده از آن در بافت‌های بدن می‌شود، به نظر می‌رسد این‌گونه آموزش‌ها با فرونشانی و با کاهش ترشح کورتیزول، می‌توانند به کنترل بهتر قند خون بیماران دیابتی کمک کنند (25).
آخرین یافته پژوهش حاضر نشان داد که شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر کاهش هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) بیماران دیابتی نوع دو مؤثر نبوده است. یافته بیان‌شده با نتایج مطالعه Tovote و همکاران که نشان دادند، ذهن‌آگاهی موجب تغییر معنی‌دار میانگین قند خون و سطح هموگلوبین گلیکوزیله گروه کنترل نشد، هماهنگ می‌باشد (14). اما این یافته مطالعه حاضر با نتایج پژوهش خراط‌زاده و همکاران (13) که نشان دادند، آموزش گروهی کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی در بیماران دیابتی نوع دو، سطح هموگلوبین گلیکوزیله خون افراد گروه آزمایش را در مقایسه با گروه شاهد به‌طور معنی‌داری کاهش داد؛ همسو نیست. در توجیه این ناهمخوانی،Sakura و همکاران بیان می‌کنند: «میزان HbA1c در طی فصول سال دچار نوساناتی می‌شود؛ به‌گونه‌ای که در ماه اکتبر برابر با ماه مهر شمسی به کمترین حد خود و در ماه مارس میلادی برابر اسفندماه شمسی به بیش‌ترین حد خود می‌رسد (26)» و در پژوهش‌هایی، عوامل بیولوژیکی و متابولیکی مربوط به درجه حرارت بدن به‌عنوان نوسانات HbA1c بیان شده است؛ بنابراین شاید علت این ناهمخوانی این است که تغییرات فصلی بر میزان تشخیص دیابت مؤثر است.
از محدودیت‌های پژوهش حاضر می‌توان به ریزش در تعداد نمونه‌ها، دسترسی دشوار به تعداد نمونه باکفایت در جامعه پژوهش، عدم وجود دوره پیگیری، چرخه قاعدگی و نگرش‌های فرهنگی متفاوت به درمان‌های روان‌شناختی، اشاره کرد. با توجه به اثربخش‌بودن ذهن‌آگاهی در نشخوار فکری بیماران دیابتی، پیشنهاد می‌شود که از مداخله شناختی- رفتاری مبتنی بر ذهن‌آگاهی در جهت کاهش مشکلات روان‌شناختی بیماران دیابتی استفاده شود. همچنین برای راستی‌آزمایی نتایج پژوهش، پیشنهاد می‌شود که به انجام پژوهش در سایر گروه‌های دیابتی پرداخته شود. وجود دوره پیگیری برای بررسی تأثیر این مداخله در درازمدت و درنهایت به‌منظور مقایسه این روش درمانی با دیگر روش‌های درمانی پیشنهاد می‌شود.
 
نتیجه‌گیری
با توجه به تأثیر شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر کاهش نشخوار فکری و قند خون ناشتای (FBS) بیماران دیابتی نوع دو، به‌کارگیری این روش به‌همراه مداخلات پزشکی برای بیماران دیابتی نوع دو توصیه می‌شود. با توجه به بار اقتصادی، اجتماعی و روان‌شناختی زیادی که دیابت بر افراد، خانواده‌ها و جامعه تحمیل می‌کند، یافته‌های این پژوهش برای بیماران دیابتی و متخصصان دیابت و بهداشت روانی امیدوارکننده است. بنابراین نتایج پژوهش، اهمیت مداخله شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی را بر کاهش درگیری‌های فکری و کنترل مؤثّرتر بیماری دیابت بیماران دیابتی نشان می‌دهد.
 
تقدیر و تشکر
از همه‌کسانی که در این پژوهش ما را یاری نمودند و نیز از بیماران دیابتی نوع دو مرکز بهداشت شهرستان بیرجند و کارکنان مرکز بهداشت، نهایت تشکر و قدردانی را داریم.
 
تضاد منافع
نویسندگان اعلام می‌دارند که هیچ‌گونه تضاد منافعی در پژوهش حاضر وجود ندارد.


منابع:
1- Karimi Moghadam S, Lael- Monfared E, Barghbani R, Ghezekgharshi MR, Rajabzadeh R, Robat sarpooshi D. A survey on the relationship between quality of life of patients with type 2 diabetes and some of the demographic parameters in patients referred to the diabetes clinic of Sabzevar summary. Iran J Diabetes Metab. 2017; 16(6): 323-30. [Persian]
2- DeFronzo RA, Ferrannini E, Groop L, Henry RR, Herman WH, Holst JJ, et al. Type 2 diabetes mellitus. Nat Rev Dis Primers. 2015; 1: 15019.
3- Cho NH, Shaw JE, Karuranga S, Huang Y, da Rocha Fernandes JD, Ohlrogge AW, et al. IDF Diabetes Atlas: Global estimates of diabetes prevalence for 2017 and projections for 2045. Diabetes Res Clin Pract. 2018; 138(2): 271-81.
4- Mostafavi Z, Mostafavian Z. Prevalence of Diabetes type 2 and relationship of it with anthropometric measures in urban population of Mashhad during 2011 -2013. Journal of Medical Science. 2017; 5(2): 1-10. [Persian]
5- Shokouhi S, Niyati R, Darazam IA, Gachkar L, Goharani R, Kahkoue S. Resolution of Chest X-Ray Opacities in Patients with Ventilator-associated Pneumonia. Infect Disord Drug Targets. 2018; 18(1): 23-8.
6- DiNardo MM. Mind-body therapies in diabetes management. Diabetes spectrum. 2009; 22(1): 30-4.
7- Ghashghaie S, Naziry G, Farnam R. The Effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy on quality-of-life in outpatients with diabetes. Iran J Diabetes Metab. 2014; 13(4): 319-30. [Persian]
8- Kraaij V, Garnefski N. Cognitive, behavioral and goal adjustment coping and depressive symptoms in young people with diabetes: A search for intervention targets for coping skills training. J Clin Psychol Med Settings. 2015; 22(1): 45-53.
9- Zhang Z. Evaluating the Effectiveness of an Intervention Program to Regulate Cognitive Emotion of Patients with Type 2 Diabetes. NeuroQuantology. 2017; 15(4): 162-7.
10- Whitebird RR, Kreitzer MJ, O'Connor PJ. Mindfulness-based stress reduction and diabetes. Diabetes Spectr. 2009; 22(4): 226-30.
11- Brown KW, Creswell JD, and Ryan RM. Handbook of mindfulness: Theory, research, and practice: New York: Guilford Publications; 2015.
12- Fakhri M K, Bahar A, Amini F. Effectiveness of Mindfulness on Happiness and Blood Sugar Level in Diabetic Patients. J Mazandaran Univ Med Sci. 2017; 27(151): 94-104. [Persian]
13- Kharatzadeh H, Davazdah Emamy MH, Bakhtiary M, Kachuei A, Mahaki B. Effectiveness of mindfulness based stress reduction on glycemic control, stress, anxiety and depression in patients with type 2 diabetes mellitus. Urmia Med J. 2017; 28(3): 206-14. [Persian]
14- Tovote KA, Fleer J, Snippe E, Peeters AC, Emmelkamp PM, Sanderman R, et al. Individual mindfulness-based cognitive therapy and cognitive behavior therapy for treating depressive symptoms in patients with diabetes: results of a randomized controlled trial. Diabetes care. 2014; 37(9): 2427-34.
15- Kumar S, Feldman G, Hayes A. Changes in mindfulness and emotion regulation in an exposure-based cognitive therapy for depression. Cognit Ther Res. 2008; 32(6): 734.
16- Gall MD, Borg WR, Gall JP. Educational research: An introduction. Tehran: Longman Publishing; 1996.
17- Nolen-Hoeksema S, Morrow J. A prospective study of depression and posttraumatic stress symptoms after a natural disaster: the 1989 Loma Prieta Earthquake. J Pers Soc Psychol. 1991; 61(1): 115-21.
18- Azhdari A, Najat H. The Effectiveness of Group-Based Mindfulness-Based Advice on Pain Management and Rhyming Management in Diabetic Patients. Proceedings of the Fourth International Conference on Recent Innovations in Psychology,Counseling and Behavioral Sciences; 2017 July 13. Nikan University, Tehran: Iran. [Persian]
19- Segal ZV, Williams JMG, Teasdale JD. Mindfulness-based cognitive therapy for depression. New York: Guilford Publications; 2018.
20- Mirzaeiyan B, Montazernia B. The Effectiveness of Mental Thinking Cognitive Therapy on Rat Dissemination in Patients with Type 2 Diabetes. The fourth conference on Cognitive Behavioral Psychotherapy; Tehran: Iranian Psychiatric Association; 2016 May 4-6. Milad Hospital, Tehran: Iran. [Persian]
21- Martell CR, Dimidjian S, Herman-Dunn R. Behavioral activation for depression: A clinician's guide. New York: Guilford Press; 2013.
22- Teasdale JD, Segal Z, Williams JM. How does cognitive therapy prevent depressive relapse and why should attentional control (mindfulness) training help? Behav Res Ther. 1995; 33(1): 25-39.
23- Youngwanichsetha S, Phumdoung S, Ingkathawornwong T. The effects of mindfulness eating and yoga exercise on blood sugar levels of pregnant women with gestational diabetes mellitus. Appl Nurs Res. 2014; 27(4): 227-30.
24- Faude-Lang V, Hartmann M, Schmidt EM, Humpert P, Nawroth P, Herzog W. [Acceptance-and mindfulness-based group intervention in advanced type 2 diabetes patients: therapeutic concept and practical experiences]. Psychother Psychosom Med Psychol. 2010; 60(5): 185-9.
25- Snoek FJ, Skinner TC. Psychological aspects of diabetes management. Medicine. 2006; 34(2): 61-2.
26- Sakura H, Tanaka Y, Iwamoto Y. Seasonal fluctuations of glycated hemoglobin levels in Japanese diabetic patients. Diabetes Res Clin Pract. 2010; 88(1): 65-70.
 
 
[1] Department of Psychology, Islamic Azad University, Zahedan branch, Zahedan, Iran
[2] Corresponding auyhor; Department of Psychology, Islamic Azad University, Zahedan branch, Zahedan, Iran
[3] CardioVascular Diseases Research Center, Birjand University of Medical Sciences, Birjand, Iran. 
[4]  گروه روان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد زاهدان، زاهدان، ایران
[5]  نویسنده مسؤول؛ گروه روان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد زاهدان، زاهدان، ایران
آدرس: زاهدان- میدان دکتر حسابی- دانشگاه آزاد اسلامی واحد زاهدان- دانشکده روان‌شناسی
تلفن: 05433282383                   نمابر: 05433441099                      پست الکترونیکی: reza.sanagoo@gmail.com
[6]  مرکز تحقیقات بیماری های قلب و عروق، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی بیرجند، بیرجند، ایران
[7] Retinopathy
[8] Nephropathy
[9] Neuropathy
[10] Diabetic Ketoacidosis
[11] Rumination
[12] Meditation
[13] Mindfulness-Based Cognitive Therapy
نوع مطالعه: مقاله اصیل پژوهشی | موضوع مقاله: روانشناسي باليني
دریافت: ۱۳۹۷/۳/۲۸ | پذیرش: ۱۳۹۷/۸/۵ | انتشار: ۱۳۹۷/۱۲/۲۶

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Journal of Birjand University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb