۹ نتیجه برای مظلوم
مظلومی سیدمهدی، صدری محولاتی اقبال،
دوره ۹، شماره ۱ - ( پاییز و زمستان ۱۳۸۱ )
چکیده
مقدمه و هدف: درمان مفصل کاذب مادرزادی استخوان ساق یک مشکل ارتوپدی می باشد. روش های مختلفی برای درمان این عارضه ابداع شده است ولی هیچکدام نتیجه رضایتبخش و مورد قبولی ندارد. هدف این مطالعه تعیین کفایت و ارجحیت اکسترنال فیکساتور حلقوی در درمان این عارضه نسبت به روش های دیگر تثبیت استخوان می باشد.مواد و روش ها: در این مطالعه نتایج درمان جراحی در ۷ بیمار مبتلا به مفصل کاذب مادرزادی استخوان ساق که با تکنیک الیزاروف برای عدم جوش خوردگی، زاویه دار بودن محل عارضه در ساق، کوتاهی ساق و ناهنجاری و الگوس در مچ پا بین سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۱ درمان شدند، ارائه شده است.نتایج جوش خوردگی اولیه در محل مفصل کاذب در ۵ بیمار از ۷ بیمار بوجود آمد و بعد از پیگیری بیماران بطور متوسط تا ۲,۵ سال، در این ۵ بیمار جوش خوردگی نهایی دیده شد. در ۳ بیمار محدودیت اکستانسیون زانوی طرف مبتلا در حد ۱۰-۱۵ درجه باقی ماند و در ۲ مورد بیماری عود نمود و ۲ بیمار از ۷ بیمار از درمان رضایت کامل داشتند.نتیجه گیری: بطور کلی اگر چه دوره درمان مفصل کاذب مادرزادی استخوان ساق با روش الیزاروف طولانی است و در اطفال با سن پایین عوارض متعددی دارد، اما علی رغم این، نتیجه درمانی نسبتا خوب و امیدبخشی در علاج این عارضه دارد.
سیدسعید مظلومی، محمد زارع جوشقانی، مرضیه فیصل، فاطمه ملکی، فرخ لقا ثروت، محمدحسین احمدیه،
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۸۵ )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان زنان در بیشتر کشورهای جهان محسوب می گردد. یکی از مهمترین راههای تشخیص زودرس این بیماری، خودآزمایی پستان است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش بهداشت بر روی آگاهی، نگرش و عملکرد معلمان زن مدارس راهنمایی شهر یزد در مورد سرطان پستان انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی که از نوع قبل و بعد بود، جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه در دو مرحله قبل و بعد از آموزش در مورد ۱۴۰ معلم زن مدارس راهنمایی شهر یزد انجام شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آزمون آماری McNemar، در سطح معنی داری P?۰,۰۵انجام شد.
یافته ها: آموزش خودآزمایی پستان باعث افزایش آگاهی، نگرش و عملکرد شد و در همه موارد، اختلاف در سطح P<۰,۰۰۱ معنی دار بود. بین عوامل فردی (سن، تحصیلات و سابقه کار) و میزان تاثیر آموزش بهداشت بر آگاهی، نگرش و عملکرد جامعه مورد بررسی ارتباط آماری معنی داری مشاهده نشد. پس از پیگیری یک ماهه از نظر عملکرد، مشاهده شد که ۶۲.۸۶% از زنان مورد مطالعه، قبل از آموزش، خودآزمایی پستان را به علت ندانستن روشهای صحیح آن انجام نمی دادند که بعد از آموزش به ۳۳.۵۷% کاهش یافت (P=۰.۰۰۰).
نتیجه گیری: به طور کلی، ساده ترین و مهمترین روش در تشخیص زودرس سرطان پستان، معاینه پستان هم توسط فرد و هم توسط پزشک است. توجه به این امر در بیماریابی و تشخیص سرطان پستان در همان مرحل اولیه بسیار کمک کننده است. به همین علت توصیه می شود معلمان تحت برنامه های موثر آموزش بهداشت در خصوص سرطان پستان و چگونگی خودآزمایی آن قرار گیرند.
سعید مظلومی محمودآباد، علی مهری، دکتر محمدعلی مروتی شریف آباد، دکتر حسین فلاح زاده،
دوره ۱۴، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۸۶ )
چکیده
زمینه و هدف: در ایران، حدود %۲۴ مرگ و میرهای حوادث ترافیکی به موتورسواران اختصاص دارد. علت اصلی (%۷۵-%۶۵,۷) مرگ آنان ضربه مغزی می باشد؛ با وجود این که کلاه ایمنی خطر جراحات وارده به سر را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد، تعداد کمی از موتورسواران از کلاه ایمنی استفاده می کنند. مدل رفتار برنامه ریزی شده، یکی از مدل های مهمی است که فرایند اصلی پذیرش رفتارهای بهداشتی را توضیح می دهد. این مطالعه، بکارگیری مدل رفتار برنامه ریزی شده توسعه یافته را در پیشگویی استفاده از کلاه ایمنی کارمندان موتورسوار شهر یزد مورد بررسی قرار می دهد.روش تحقیق: در این مطالعه توصیفی - تحلیلی که به صورت مقطعی انجام شد، ۱۳۰ نفر از کارمندان ادارات شهر یزد که به روش تصادفی - خوشه ای از شش اداره انتخاب شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بود که به طریق مصاحبه تکمیل گردید. روایی این پرسشنامه از طریق پانل خبرگان و پایایی آن به وسیله آلفای کرونباخ تعیین شد (a=۰.۷۱-۰.۹۵). داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (۱۱.۵) و آزمونهای ضریب همبستگی اسپیرمن و آنالیز رگرسیون، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: ۵۶ نفر (%۴۳.۱) از افراد مورد بررسی، سابقه تصادف با موتورسیکلت داشتند که از این تعداد تنها ۶ نفر (%۱۰.۷) در زمان تصادف از کلاه ایمنی استفاده کرده بودند. طبق نتایج، همبستگی مثبت معنی داری بین تمام متغیرهای مدل رفتار برنامه ریزی توسعه یافته با قصد و استفاده از کلاه ایمنی مشاهده گردید (P<۰.۰۱). در آنالیز رگرسیون مشخص گردید که نگرش، کنترل رفتاری درک شده و درک استفاه از کلاه ایمنی در سایر موتورسواران در مجموع %۵۹ واریانس قصد استفاده از کلاه ایمنی را پیشگویی می کنند که در بین این متغیرها، اثر کنترل رفتاری درک شده بیش از سایر متغیرها بود. کنترل رفتاری درک شده، همچنین همراه با قصد و درک استفاده از کلاه ایمنی در سایر موتورسواران در مجموع %۴۹ واریانس استفاده از کلاه ایمنی را در جامعه مورد بررسی پیش بینی می کردند (P<۰.۰۵).نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که میزان استفاده از کلاه ایمنی در جامعه مورد بررسی پایین می باشد که با توجه به آمار بالای مرگ و میر موتورسواران به علت ضربه مغزی، باید میزان استفاده از کلاه ایمنی در موتورسواران ارتقا یابد. در برنامه های آموزشی ارتقادهنده، استفاده از کلاه ایمنی، مدل رفتار برنامه ریزی شده توسعه یافته می تواند به عنوان الگوی نظری برای پیش بینی قصد و استفاده از کلاه ایمنی در موتورسواران بکار رود.
سید سعید مظلومی محمودآباد، نوشین روحانی تنکابنی،
دوره ۱۵، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۸۷ )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای دهان و دندان از جمله شایعترین بیماریهای مردم دنیا هستند که معمولاً در سنین نوجوانی آغاز میشود و رعایت بهداشت دهان و دندان در طیّ این دوران تأثیر بسیار زیادی بر کاهش این بیماری دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل مرتبط با بهداشت دهان و دندان براساس الگوی اعتقاد بهداشتی در دانشآموزان دختر دبیرستانهای شهر یزد انجام شد. رو ش تحقیق: در این مطالعه مقطعی (توصیفی- تحلیلی) که در سال تحصیلی ۸۵-۱۳۸۴ انجام شد، تعداد ۲۰۱ نفر از دختران دبیرستانی شهر یزد که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای انتخاب شده بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. به منظور جمعآوری اطلاعات از پرسشنامهای که بر اساس الگوی اعتقاد بهداشتی طراحی شده بود، استفاده گردید. دادههای جمعآوری شده با استفاده از نرمافزار SPSS و آمار توصیفی و نیز آزمونهای همبستگی پیرسون، آنالیز واریانس و آزمون توکی در سطح معنیداری ۰۵/۰P≤ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: سنّ دانشآموزان بین ۱۴-۱۷ با میانگین ۸۵/۰±۲/۱۵سال بود. میانگین نمره موانع درکشده دانشآموزانی که شغل پدرشان کارمند بود، ۷۷/۹ و در آنهایی که شغل پدرشان کارگر بود، ۳۵/۱۱ به دست آمد. آزمون آماری آنالیز واریانس ارتباط معنیداری را بین این دو مورد نشان داد (۳۰۶/۵=F، ۲=df، ۰۰۶/۰=P). ۵/۶۵% دانشآموزان یک بار در شبانهروز مسواک میزدند؛ ۵/۳۷% در شبانهروز از نخ دندان استفاده مینمودند و ۱/۱۱% هر شش ماه یک بار به دندانپزشک مراجعه میکردند. در بررسی رابطه بین نمره شدّت درکشده و نمره رفتارهای بهداشت دهان و دندان، آزمون همبستگی پیرسون ارتباط معنیداری بین این دو مورد نشان داد (۱۴۸/۰=r، ۰۳۶/۰=P)؛ همچنین این آزمون ارتباط معنیداری را بین نمره موانع درکشده و نمره نحوه رفتار نشان داد (۱۷۶/۰-= r، ۰۱۲/۰=P) ولی در مورد حساسیت و منافع درکشده، همبستگی معنیدار با رفتار مشاهده نگردید. نتیجهگیری: در این مطالعه شدّت و موانع درکشده همبستگی معنیداری با رفتار مورد نظر داشتند. بین حساسیت و منافع درکشده با رفتار، همبستگی معنیدار مشاهده نشد؛ همچنین میانگین نمره اکتسابی دانشآموزان در مورد شدّت، حساسیت و منافع درکشده خوب بود ولی رفتار متناسب با آن مطلوب نبود. به نظر میرسد عوامل دیگری علاوه بر این اعتقادات در بروز و نحوه رفتارهای بهداشت دهان و دندان مؤثرند؛ بنابراین بررسیهای گستردهتری در این زمینه مورد نیاز است.
محمد حسین باقیانی مقدم، سهیلا عیوضی، سید سعید مظلومی محمودآباد، حسین فلاحزاده،
دوره ۱۵، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۸۷ )
چکیده
زمینه و هدف: فشار خون یک بیماری مزمن بدون علامت است که بسیاری از افراد بالای ۳۵ سال را در جهان گرفتار کرده است و مهمترین عامل تمام بیماریهای قلبی- عروقی، سکتهها، حملات قلبی، بیماری کلیه و … میباشد؛ همچنین اولین عامل ایجادکننده ناتوانی و مرگ میباشد و قابل درمان نیست ولی لازم است مدیریت شود. لازمه مدیریت فشارخون، خود تنظیمی است که به عنوان فرایند روحی و جسمی تعریف میشود که فرد را برای رسیدن به هدفی مدیریت مینماید. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل مرتبط با خودتنظیمی فشارخون در بیماران مبتلا به پرفشاری خون بر اساس مدل رفتار مبتنی بر هدف انجام شد. روش تحقیق: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی که به صورت مقطعی انجام گرفت، تعداد ۲۰۰ نفر از مراجعهکنندگان به مراکز بهداشتی، درمانی شهر یزد، طیّ دو مرحله انتخاب شدند. ابتدا مراکز بهداشتی به روش خوشهای انتخاب و سپس از هر مرکز، بیماران به روش تصافی ساده مورد بررسی قرار گرفتند. پرسشنامه به روش مصاحبه تکمیل گردید. روایی محتوی این پرسشنامه از طریق پانل خبرگان و ثبات درونی (پایایی) آن با استفاده از آلفای کرونباخ (۸۳/۰=α) تعیین شد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری (۵/۱۱) SPSS.WIN. و آزمونهای ضریب همبستگی، من ویتنی، کروسکال والیس و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: ۵/۴۵% از افراد مورد مطالعه مرد و ۵/۵۴% زن بودند. میانگین سالهای ابتلا به فشارخون ۶/۷±۷/۸ سال بود. هدف ۵/۶۱% از بیماران برای مراجعه به مرکز بهداشت کاهش فشارخون و هدف ۵/۳۸% آنها نگهداری فشار خون بود. بین تمام متغیرهای مدل رفتار مبتنی بر هدف به استثنای یکی از آنها (هیجانات منفی پیشبینی شده) رابطه معنیدار آماری مشاهده گردید (۰۰۱/۰P<). بین خودتنظیمی فشار خون و تمام متغیرهای مدل و جنس بیماران نیز رابطه معنیدار آماری وجود داشت (۰۰۱/۰P<). نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این تحقیق، مدل رفتار مبتنی بر هدف قادر است بیش از ۵۲% از عوامل مرتبط با خودتنظیمی فشارخون را توضیح دهد؛ بنابراین میتوان آن را به عنوان پایه و اساسی برای مداخلههای آموزشی جهت کاهش و کنترل فشار خون در بیماران مبتلا به پرفشاری خون مورد توجه قرار داد.
فاطمه کاظمی، زهره مظلومی،
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۸۸ )
چکیده
زمینه و هدف: کاهش نمایه گلایسمی رژیم غذایی به عنوان روشی جدید برای کاهش وزن و جلوگیری از بیماریهای متابولیکی (دیابت و قلب و عروق) مطرح شده است؛ مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تأثیر دو رژیم غذایی با کالری مشابه (ایزوکالریک) کم چرب و نمایه گلایسمی پایین در کاهش وزن و شاخص توده بدن، سطح گلوکز و انسولین سرم ناشتا و بعد از غذا انجام شد. روش تحقیق: در این مطالعه که به صورت کار آزمایی بالینی انجام شد، ۴۶ زن چاق مراجعهکننده به درمانگاه شهید مطهری شیراز با شاخص توده بدنی ۲۷≥ (BMI)، به طور تصادفی به دو گروه رژیمی (کم چرب و نمایه گلایسمی پایین) تقسیم شدند و به مدت شش هفته رژیم خاص گروه خود را دریافت کردند. شاخصهای وزن، توده بدن، غلظت گلوکز و انسولین سرم ناشتا و دو ساعت بعد از غذا در آغاز و پایان شش هفته اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS و آزمونهای تی زوجی و مستقل در سطح معنیداری ۰۵/۰P< مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: میانگین سنّی افراد مورد مطالعه ۶/۷±۹/۳۷ سال بود. بررسی متغیرهای مورد مطالعه پس از شش هفته رژیم درمانی، نشانگر کاهش قابل ملاحظه در هر دو گروه بود (۰۵/۰P<). میانگین سطح انسولین دو ساعت بعد از غذا در گروه رژیم غذایی کم چرب از نظر آماری کاهش معنی داری نسبت به گروه نمایه گلایسمی پایین داشت )۰۲/۰(P=؛ اگرچه در مورد سایر متغیرها تفاوتی بین اثرات درمانی دو گروه ملاحظه نشد. نتیجهگیری: دو رژیم غذایی کم چرب و نمایه گلایسمی پایین به یک نسبت در کاهش وزن بدن، شاخص توده بدن، غلظت گلوکز مؤثر میباشند. ارتباط بین رژیمهای غذایی کم چرب و نمایه گلایسمی پایین و سطح انسولین سرم، نیازمند مطالعات بیشتری میباشد
هستی انصار، زهره مظلوم، هاله قائم،
دوره ۱۶، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۸۸ )
چکیده
زمینه و هدف: شواهد فراوانی در ارتباط با نقش آنتیاکسیدانها در کاهش گلوکز خون، افزایش میزان حساسیت به انسولین و در نتیجه پیشگیری از پیشرفت بیماری دیابت نوع ۲ وجود دارد. مطالعه کنونی به منظور بررسی اثر مکمل خوراکی آلفا-لیپوئیک اسید (ALA) بر سطح قند خون ناشتا (FBS)، انسولین ناشتا و مقاومت به انسولین در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ انجام شد.
روش تحقیق: در این کارآزمایی بالینی، ۵۷ بیمار (۱۴ مرد و ۴۳ زن) با میانگین سنی ۶/۸±۵/۵۳ سال، مبتلا به دیابت نوع ۲ مراجعهکننده به درمانگاه مطهری شیراز، به طور تصادفی به دو گروه مورد و شاهد تقسیم شدند. گروه مورد روزانه ۳۰۰ میلیگرم مکمل ALA و گروه شاهد روزانه ۳ عددکپسول دارونما، به مدت ۸ هفته دریافت کردند. شاخص توده بدنی (BMI)، سطح FBS و انسولین ناشتا در ابتدا و انتهای مطالعه اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS و آزمون آماری تی زوجی و مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: مقایسه وزن و BMI بین دو گروه در ابتدا و انتهای مداخله اختلاف معنیداری را نشان نداد. در گروه مورد، میانگین FBS و میزان مقاومت به انسولین در پایان مطالعه، در مقایسه با ابتدای مطالعه کاهش معنیداری داشت (به ترتیب ۰۰۰۱/۰=P و ۰۴/۰=P)؛ در حالی که تفاوت معنیداری در غلظت انسولین ناشتا دیده نشد (۴۳/۰=P). اختلاف معنیداری بین میانگین تغییرات FBS و مقاومت به انسولین بین گروه مورد و شاهد در پایان مطالعه مشاهده شد (به ترتیب ۰۰۱/۰=P و ۰۱۳/۰=P).
نتیجهگیری: مصرف ALA در کاهش میزان مقاومت به انسولین موثر است و از این خاصیت میتوان در پیشگیری از ابتلا به عوارض بعدی دیابت استفاده نمود.
سیّد رضا مظلوم، مهناز بهرامی، فرزانه حسنزاده، کاویان قندهاری،
دوره ۲۲، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف: سکته مغزی، یکی از علل عمده ازکارافتادگی است؛ بنابراین توسعه روشهای درمانی جدید بهمنظور تسریع مرحله بهبودی؛ از لحاظ درمانی، اجتماعی و اقتصادی اهمیت زیادی دارد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر آینهدرمانی بر توانایی راهرفتن بیماران پس از سکته مغزی برحسب قدرت عضلانی پای مبتلا به انجام رسید. روش تحقیق: در این مطالعه نیمهتجربی، ۵۰ بیمار مبتلا به سکته مغزی مراجعهکننده به بیمارستانهای قائم (عج) و امام رضا (ع) مشهد، از طریق تخصیص تصادفی در دو گروه کنترل و آینهدرمانی قرار گرفتند. در گروه مداخله، آینهدرمانی در ۲۰جلسه ۳۰دقیقهای انجام شد؛ بدین صورت که فرد، حرکات دامنه حرکتی اندام تحتانی را توسط سمت سالم در مقابل آینه انجام داده و تنها تصویر آینهای آن را مشاهده مینمود. در هر دو گروه، برنامهی معمول فیزیوتراپی نیز اجرا شد. قدرت عضلانی پای مبتلا با استفاده از ابزار ۵نمرهای سنجش قدرت عضلانی و توانایی حرکتی اندام تحتانی قبل، حین و پس از درمان با استفاده از ابزار توانایی راهرفتن، مورد ارزیابی قرار گرفت. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS (ویرایش ۵/۱۱) و با کمک آزمونهای آماری Kalmogorov– Smiranovو Shapiro–Wilks، Independent T-Test، Paired t-test، Mann– Whitney، Wilcoxon و ANOVA دوطرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: دو گروه، قبل از مداخله، از نظر شاخصهای توانایی راهرفتن برحسب قدرت عضلانی پای مبتلا و متغیرهای مداخلهگر، تفاوتی نداشتند. پس از مداخله، بیماران در گروه آینهدرمانی از نظر توانایی راهرفتن بر حسب قدرت عضلانی پای مبتلا نسبت به گروه کنترل، بهبودی قابل ملاحظهای نداشتند (۷۵۶/۰p=)؛ اما بررسی بیماران از نظر توانایی راهرفتن، تفاوت آماری معنیداری بر حسب قدرت عضلانی پای مبتلا در جلسه دهم در دو گروه آینهدرمانی و کنترل نشان داد (۰۳۸/۰p=). نتیجهگیری: آینهدرمانی در کنار برنامه توانبخشی میتواند توانایی راهرفتن بیماران را در برخی از مراحل پس از سکته مغزی بهبود بخشد.
محبوبه فیروز، سید رضا مظلوم، سید جواد حسینی، فرزانه حسن زاده، سید علی کیمیایی،
دوره ۲۲، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف: بیماران مبتلا به دیابت برای شناخت و درک موقعیت سلامتی خود، تصمیمگیری برای مراقبتهای سلامتی، تغییر رفتارهای سلامتی و بهبود خودمراقبتی، نیازمند کمک و آموزش هستند. طبق نظر WHO؛ آموزش، اساس و شالوده درمان دیابت است. اهداف کلیدی آموزش دیابت، تغییر رفتار افراد و ارتقای خودمراقبتی است. خودمراقبتی عاطفی که توجه خاص به آن ضروری است، در برگیرنده احساسی است که نسبت به خود و تواناییهای خود برای مدیریت احساسات و مقابله با مشکلات داریم و توجه به آن ضروری است. هدف از این مطالعه، مقایسه تأثیر آموزش گروهی و مشاوره گروهی بر بعد عاطفی خودمراقبتی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روش تحقیق: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی، ۱۱۲ بیمار دیابتی نوع دو مراجعهکننده به مرکز دیابت پارسیان مشهد در سال ۱۳۹۳، بهصورت دردسترس انتخاب شدند و بهطور تصادفی در سه گروه مشاوره (۳۷ نفر)، آموزش گروهی (۳۷ نفر) و کنترل (۳۸نفر) قرار گرفتند. برنامه مشاوره گروهی و آموزش گروهی شامل پنج جلسه ۵/۱ ساعته بود که با فاصله سه روز، در قالب گروههای ۸ تا ۱۰ نفره، اجرا شد. پرسشنامه بُعد عاطفی خودمراقبتی بیماران دیابتی، قبل از مداخله و دوماه پس از اتمام مداخله تکمیل گردید. دادههای اصلی با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (۵/۱۱) و با کمک آزمونهای آماری تیزوجی و آنالیز واریانس یکطرفه، در سطح معنیداری ۰۵/۰ تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: بُعد عاطفی خودمراقبتی بیماران دیابتی، قبل از مداخله در سه گروه تفاوت معنیداری نداشت (۸۳۴/۰=P). در مرحله بعد از مداخله، میزان خودمراقبتی بهطور معنیداری در گروه مشاوره (۷/۱۴±۳/۳۶) و آموزش گروهی (۴/۱۱±۵/۳۱) نسبت به گروه کنترل (۱/۱۹±۵/۵۰) کاهش داشت؛ که به معنی بهبود است (۰۰۱/۰>P). اما تفاوت معنیداری بین دو گروه آموزش گروهی و مشاوره گروهی وجود نداشت (۳۹۴/۰=P).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه میتوان گفت که نهتنها آموزش گروهی، بلکه مشاوره گروهی میتواند به ارتقای بُعد عاطفی مراقبت از خود بیماران مبتلا به دیابت کمک کند؛ از این رو هر دو روش مؤثر است. بنابراین توصیه میشود با توجه به توان، تجربه و دانش پرستاران و امکانات مددجو، از هر یک از این دو روش، در خودمراقبتی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو استفاده شود.