دوره 19، شماره 3 - ( پاييز 1391 )                   جلد 19 شماره 3 صفحات 312-323 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- گروه آموزش بهداشت و ارتقای سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان،ایران
2- عضو مرکز تحقیقات سلامت خانواده و محیط، گروه بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی بیرجند، بیرجند، ایران. ، miri_moh2516@yahoo.com
3- دانشگاه علوم پزشکی بیرجند، بیرجند، ایران
چکیده:   (16867 مشاهده)
زمینه و هدف: یائسگی، بیانگر پایان دوران باروری زنان بوده که با کاهش استروژن مرتبط می‌باشد و تأثیر قابل ملاحظه‌ای بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان دارد. هدف از این مطالعه، بررسی برخی عوامل مرتبط با کیفیت زندگی زنان یائسه، بر اساس مرحله تحلیل رفتاری الگوی پرسید بود. روش تحقیق: این مطالعه به صورت مقطعی و از طریق نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، در مورد 200 زن یائسه سالم شهر بیرجند در سال 1390 اجرا گردید. اطلاعات مورد نیاز، توسط پرسشنامه کیفیت زندگی MENQOL و پرسشنامه سنجش عوامل مربوط به سازه تحلیل رفتاری الگوی پرسید، جمع‌آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده‌ها از طریق نرم افزار SPSS(ویرایش 18) انجام گردید. یافته‌ها: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 26/5±26/54 سال و میانگین سن وقوع یائسگی 86/2±89/48 سال به دست آمد. 5/38 درصد افراد مورد بررسی بی‌سواد بوده و 7 درصد آنها نیز از تحصیلات دانشگاهی برخوردار بودند. آزمون همبستگی پیرسون، همبستگی مثبت و معنی‌داری بین کیفیت زندگی با نوع نگرش نسبت به پدیده یائسگی، عوامل قادرساز و عوامل تقویت‌کننده نشان داد (01/0P<). ضمناً ارتباط معکوس آماری، میان کیفیت زندگی با آگاهی نسبت به یائسگی و نیز خودکارآمدی درک‌شده زنان یافت شد (01/0P<)؛ همچنین کیفیت زندگی زنان یائسه با سطح تحصیلات، ارزیابی از سطح درآمد و نیز ارزیابی وضعیت سلامت، ارتباط معنی‌دار داشت. نتیجه‌گیری: فراهم‌نمودن دسترسی بیشتر به عوامل قادرساز، ایجاد نگرش مثبت و کمک به خلق گروه‌های حمایتی، گام‌هایی ضروری برای ارتقای سلامت زنان در طی سال‌های یائسگی می‌باشد.
متن کامل [PDF 238 kb]   (2545 دریافت)    
نوع مطالعه: مقاله اصیل پژوهشی | موضوع مقاله: زنان و زايمان
دریافت: ۱۳۹۱/۳/۱۸ | پذیرش: ۱۳۹۱/۶/۲۸ | انتشار: ۱۳۹۴/۱۲/۲۰